سیاست خارجی از دیدگاه امام خمینی
58 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : روزنامه قدس، 12 خرداد 1388
تعداد شرکت کننده : 0

امام (ره) تصریح می کنند که مقصود ما حمایت فکری، معنوی، عقیدتی و تربیتی است و ما به هیچ وجه در امور داخلی کشورها دخالت نمی کنیم

                                                 

*  در ابتدا خواهشمند است، تحلیلی از مبانی نظری اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) در عرصه سیاست خارجی بیان   فرمایید؟

** سياست خارجي از ديدگاه امام (ره) مبتني بر ديدگاه ولايت فقيه انتصابی ايشان است. بر اساس این دیدگاه، فقيه از جانب امام معصوم داراي اختياراتی براي تشكيل حكومت است؛ و ارتباط حكومت اسلامي را با ديگر كشورها تعيين مي كند. محدوده اختيارات ولايت فقيه تاثير مستقيمي در شكل ارتباط با ديگر كشورهاي دنيا دارد.  حضرت امام (ره) پس از پيروزي انقلاب اسلامي، كه نتيجه نظريه ولايت فقيه و تحقق عملي و عيني آن بود، اعتقاد چنداني به ارتباط با "دولت ها" نداشتند، هرچند تاكيد ایشان بر ارتباط با ملت ها بود. اما پس از چند ماه از پيروزي انقلاب اسلامي بر اين باور شدند كه ارتباط ما با ديگر دولت ها بايد بر اساس قوانين تعيين شده در روابط بين الملل باشد. بر اين اساس، به وزراي خارجه وقت توصيه مي كردند كه ارتباط ما با سازمان هاي بین المللي و كشورهاي ديگر بر اساس قوانين روابط بين المللي مبتنی شود. 

سيره عملي امام (ره) حتی در نوفل لوشاتو نیز اين مسئله را نشان مي دهد. براي نمونه، در زمان تبعيد ايشان در فرانسه برخي اشخاص گوسفندي را براي قرباني آورده بودند. اما ايشان با توجه به مغايرت اين امر با قوانين بهداشتي فرانسه، آن را نهي كردند. در حوزه روابط بین الملل نیز، ايشان با تاكيد بر احترام به قوانين بين المللي به دنبال بر هم زدن نظم جهاني نبودند؛ و برعکس، سعي داشتند كه اهداف اسلامي را در دل قوانين بين الملل محقق سازند.

 

* با توجه به التزام سیاست خارجی انقلاب اسلامی به شعار " نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" و در ادامه، پایبندی به سه اصل " عزت، حکمت و مصلحت" این آموزه ها را در اندیشه سیاست خارجی حضرت امام چگونه تبیین می فرمایید؟

** به نظر می­رسد شعار "نه شرقی نه غربی" با قاعده "نفی سبیل" در ارتباط باشد. "نفي سبيل" يكي از اصول مهم فقه سياسي در حوزه سياست خارجي ماست، كه مبناي آن آيه قرآن است. طبق این قاعده، خداوند راه تسلط کفار بر مسلمین را نهی کرده؛ و بر این اساس، هر قراردادی که به ذلت و خواری مسلمانان مقابل کفار منجر شود از نظر شرعی ممنوع است. یکی از استفاده هایی که حضرت امام (ره) از اصل نفی سبیل داشتند، مبارزه با قانون کاپیتولاسیون بود که  به اتباع کشورهای خارجی اختیاراتی از جمله مصونیت قضایی را می داد. از این جهت، کاپیتولاسیون از نظر شرعی مورد اشکال بود و امام (ره) در سال 43 با این قانون مبارزه کردند. اما در حوزه سیاست خارجی، قاعده نفی سبیل مبنای اصل "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" قرار می­گیرد. مقصود از این اصل آن است که شرق و غرب بر ما سلطه استعماری نداشته باشند. اما لازمه این سخن عدم ارتباط با شرق و غرب نیست. به طور مثال جمهوری اسلامی طی سه دهه با شرق و غرب ارتباط اقتصادی و سیاسی داشته، در حالی که تسلط آنان بر مسلمین نفی شده است. از سوی دیگر، سه اصل "عزت، حکمت و مصلحت" که مقام معظم رهبری از فرمایشات امام (ره) استنباط کرده اند و به عنوان سه محور اساسی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی ترسیم نموده اند، با قاعده نفی سبیل ارتباط دارد. عزت کشور اسلامی به این است که زیر بار سلطه شرق و غرب نباشد .

 

* آیا بحث "مصلحت نظام" قبلاً در فقه سیاسی شیعه مطرح بوده است؟

** بحث "مصلحت نظام" را حضرت امام (ره) به عنوان یکی از نوآورهای خود در فقه سیاسی  شیعه مطرح کردند. می توان ادعا کرد که هیچ فقیه سیاسی شیعی قبل از امام خمینی (ره) به بحث مصلحت دولت توجه نداشت. زیرا دولت به عنوان یک واحد سیاسی، محور تحلیل فقهای سیاسی نبود. در واقع، حضرت امام با طرح این مسئله مسئله ولایت فقیه را یک نظریه فرد- محور نظریه­ای نهاد – محور سوق دادند؛ چرا که "دولت" در این تحلیل یک "نهاد" است. به هر حال، ایشان با مطرح کردن اصل "مصلحت دولت" در واقع به چند مسئله اشاره کردند: اول اینکه دولت موجودیتی مستقل دارد، دوم آن که دارای مصلحتی است؛ و سوم آن که مصلحت دولت بر مصلحت افراد مقدم است. به این معنا که اگر در جایی تزاحم ( تضاد دو مصلحت در مورد یک مصداق در عمل) بین مصلحت دولت و مصلحت افراد به وجود آید، قطعا مصلحت دولت مقدم است. بر این اساس، امام فرمودند دولت می تواند در جایی که مصلحت تشخیص دهد قراردادهای منعقد شده را یکطرفه با مردم فسخ کند.

 

* این اصل در حوزه سیاست خارجی هم قابل تعمیم است؟

** خیر، به نظر می رسد که امام خمینی (ره)  این امر را در حوزه سیاست خارجی مطرح نکردند. نمی توان قراردادهایی که با کشورهای دیگر منعقد می کنیم بر اساس مصلحت یک جانبه آنها را فسخ کنیم. براساس اصل عقلائی، اگر کشور اسلامی اعلام کند قراردادها را یک جانبه می توانم فسخ کنم، سنگ روی سنگ بنا نمی شود؛ و هیچ اعتمادی برای آن در حوزه بین الملل و حقوق بین الملل برای آن به وجود نمی آید.  

 

* در مورد موضوع مصلحت در عرصه سیاست خارجی گاه این امر دستاویزی برای برخی رفتارها  و حرکت ها در این حوزه می شود، آیا می توان چارچوب خاصی را از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) درباره موضوع مصلحت قائل شد؟  

 ** باید توجه داشت که در عرصه سیاست خارجی ملاک مصلحت چیست. به نظر می رسد معیارهای مشخصی در باب مصلحت ذکر نشده باشد. فقه سیاسی اهل سنت زود تر از فقه سیاسی شیعه با مسئله حکومت مرتبط شد؛ و به همین دلیل، معیارهایی برای مصلحت تعریف کرده بودند. اما فقه سیاسی شیعه اساساً پس از انقلاب اسلامی فربه شد. حضرت امام (ره) بحث مصلحت را مطرح کردند؛ و از دیگر فقها و محققین انتظار می رفت که معیارهای مصلحت را در طول زمان مشخص کنند. اما متاسفانه چارچوب ها و معیارهای مصلحت چندان در فقه سیاسی شیعه مشخص نشده است. در مقاله ای با عنوان "تحدید مصلحت" این موضوع را توضیح داده ام که مصلحت در فقه سیاسی شیعه مرزهای مشخصی ندارد.

 

* در این میان، مقتضیات زمانی و مکانی تا چه میزان بر تعریف چارچوب ها و تحدید مرزهای بحث مصلحت در عرصه سیاست خارجی انقلاب اسلامی تاثیرگذار است؟

** به نظر می رسد مصلحت از یک سو معیارهای کلی و فرازمانی همچون نفی سبیل، و از سوی دیگر، معیارهای زمانی و مکانی دارد که قابلیت تغییر دارد. چه بسا موضوعی در زمانی، مصلحت نبوده، و در زمان دیگری دارای مصلحت باشد. برای مثال، قطع ارتباط با یک کشور ممکن است زمانی به مصلحت و زمانی دیگر ضد مصلحت باشد؛ اما این عدول و برگشت از اصول سیاست خارجی اسلامی نیست.

 

* اگر مایل باشید به صورت مصداقی تدابیر حضرت امام (ره) را در عرصه سیاست خارجی با دو موضوع ضرورت صدور انقلاب و نیز نامه امام (ره) به گورباچف با پیش بینی سرنوشت کمونیسم و فروپاشی شوروی، که این رفتارهای امام(ره) در عرصه سیاست خارجی انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی محسوب می شد، را تحلیل فرمایید؟ 

** یکی از تفاوت های دولت های ایدئولوژیک با دولت های سکولار در این است که معیار دولت های سکولار فقط منافع ملی است و اقدامات آنان در عرصه سیاست خارجی برای حفظ و ارتقای منافع ملی می باشد. اما دولت های ایدئولوژیک اعم از دولت های اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران و دولت های مارکسیستی همچون شوروی، علاوه بر منافع ملی، به دنبال مسئولیت های فراملی هم هستند. به این معنا که دولت های ایدئولوژیک، وظیفه خود می دانند که خارج از مرزهای کشورشان، اعمالی را انجام دهند که چه بسا با منافع ملی آنان تزاحم دارد. در برخی موارد بحث های فراملی و کارهایی که در ورای مرزهای خود انجام می دهد حتی در راستای منافع ملی خودش هم نیست. جمهوری اسلامی ایران از آنجا که دولتی مبتنی بر آموزه های دینی، نظامی ایدئولوژیک و غیر سکولار محسوب می شود دارای مسئولیت های فراملی است. حضرت امام (ره) در این باره می فرمایند "اسلام برای بشر آمده است، نه برای مسلمین و نه برای ایران". به این معنا که معیار خدمت به بشریت و تمام مسلمانان جهان است نه فقط برای ایرانیان. ایشان می فرمایند "نهضت برای اسلام نمی تواند محصور باشد در یک کشور و نمی تواند محصور باشد حتی در کشورهای اسلامی. با تمام وجود باید تلاش کنیم و این را از اصول سیاست خارجی خود بدانیم. ما اعلام می کنیم که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه همه مسلمانان آزاده جهان است و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامی و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تامین و آنان را به مبانی تربیتی و عقیدتی اسلام و همچنین به اصول و روش های مبارزه علیه نظام های کفر و شرک آشنا می سازد" پس تشکیل جمهوری اسلامی به معنای حمایت از مسلمانان و همه مستضعفان جهان است.

 

* مسئله اینجاست که آیا این حمایت به معنی دخالت ما در امور دیگر کشورهاست و آیا حمایت های نظامی را هم شامل می شود؟

** امام (ره) تصریح می کنند که مقصود ما حمایت فکری، معنوی، عقیدتی و تربیتی است و ما به هیچ وجه در امور داخلی کشورها دخالت نمی کنیم. برخی از افراد معتقدند که "هر نوع" کمک به نهضت های آزادی بخش را مجاز می دانیم، اما در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت نمی کنیم. اما به نظر بنده، این دو در تناقض با هم است؛ زیرا اگر ما "هر نوع" کمکی خواستیم بکنیم، برخی مواقع با مسئله حاکمیت کشور و اصل عدم مداخله در امور کشورها، تنافی پیدا می کند. مقصود امام (ره) این است که ما از نهضت های آزادی بخش و همه مستضعفان حمایت عقیدتی و معنوی می کنیم؛ اما چون خود را به قوانین و حقوق و اصول بین الملل متعهد کرده ایم بر اساس اصل وفای به قرارداهای خود، شرعا نمی توانیم در امور داخلی دیگر کشورها دخالت کنیم.

 

* در بحث صدور اندیشه های و پیام های انقلاب، گاه شاهد مخالفت هایی از سوی برخی کشورها هستیم. آیا دراین جا می توان اصل برد- برد را در عرصه سیاست خارجی برای آن تعریف کرد، در غیر اینصورت در چنین حالتی چه شکل بازی را می توان برای آن در نظر گرفت؟

** فکر نمی کنم اصل برد- برد در این جا حاکم باشد زیرا مقصود امام از صدور انقلاب به کشورهایی است که حاکمان آنها رضایت به این امر ندارند و با صدور پیام های انقلاب به کشورشان مبارزه می کنند. بنابر این بعید است که بازی برد- برد باشد. به نظر می رسد که بازی برد- باخت باشد. یعنی برد ما به معنای باخت آنهاست و برعکس. در اکثر موارد این طور است که مقاومت هایی در برابر صدور پیام های انقلاب از برخی کشورهای صورت می گیرد.

 

* بخشی از این صدور انقلاب طبیعی بوده و بخش دیگری اختیاری، به نظر شما در عرصه دوم چه قدر موفق بوده ایم؟ 

 ** مقداری از ناکامی ها در این عرصه، به ناپختگی سیاست های بعد از انقلاب برمی گردد. ممکن است تندروی هایی وجود داشته باشد؛ اما در گذر زمان اصلاحاتی در این عرصه انجام شده است.

* اگر مایل باشید در بحث دوم به تحلیل تدبیر زیرکانه و مدبرانه امام (ره) درباره نامه گورباچف و پیش بینی فروپاشی کمونیسم در بلوک شرق بپردازیم؟   

** بر اساس اصل دعوت، حضرت امام(ره) یک حرکت دینی و سیاسی را نسبت به گورباچف در شوروی آغاز کردند که هم آثار ایدئولوژیک و عقیدتی داشت و در سست شدن پایه های مارکسیست موثر بود، و هم آثار و پیامدهای سیاسی داشت و امام (ره) به خوبی پیش بینی کردند که شوروی دچار فروپاشی می شود. اما درباره دلایل فروپاشی شوروی تفسیرهای متفاوتی وجود دارد. اصل پیش بینی امام (ره) پیش بینی داهیانه و زیرکانه ای بود که فروپاشی شوروی را تشخیص دادند. یکی از دلایل این اتفاق، تکیه آنان به اندیشه های مادی بود و از سوی دیگر در جنگ سرد بین شوروی و امریکا تنشی به وجود آمد که شوروی نتوانست در این تنش ها پایداری کند. اما به اعتقاد بنده هزینه کردن زیاد در حوزه سلاح و نیروی زمینی در شوروی موجب عقب افتادگی آن در مسئله اقتصاد نسبت به امریکا و اروپا شد و زمینه های فروپاشی آن را ایجاد کرد. البته تحلیل های این اتفاق نباید یک جانبه باشد.

 

* در تحلیل محتوای نامه امام (ره) به گورباچف بخش دینی آن را چگونه تبیین می فرمایید؟

** این نامه چند بعد داشت یک بعد آن مسائل عقیدتی و دینی بود که امام (ره) به وجود خدا و غیرماده اشاره کرده بود و تاکید داشت که کمونیست ها هم باید به این مسائل توجه پیدا کنند. بخشی از نامه هم مباحث سیاسی و اقتصادی شوروی و پیش بینی فروپاشی آن بود.  

 

* واکنش و نگاه سایر ملل و دول جهان نسبت به این تدبیر داهیانه امام (ره) و پیش بینی دقیق ایشان در مورد سرنوشت شوروی چه بود؟                                   

** ملت ها به ویژه ملل مسلمان، پیش بینی امام (ره) را جدی گرفتند اما دولت ها در آغاز امر توجهی به آن نداشتند. اما زمانیکه شوروی دچار فروپاشی شد، تحلیل هایی از اساتید روابط بین الملل در جهان وجود داشت که به نامه امام (ره) و پیش بینی ایشان رجوع می کردند. خود آنها نیز دچار شگفتی بودند که امام خمینی (ره) چگونه این اتفاق را پیش بینی کردند.

* از حضورتان در این گفتگو سپاسگزارم.

آدرس اینترنتی