صلابت حکومت و آزادی مخالفان در حکومت حضرت امیر (ع)
34 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : روزگار،
تاریخ نشر : Aug 21 2011 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

سؤال: ناسازه 
صلابت حکومت و آزادي مخالفان در حکومت حضرت امير (ع) چطور با يکديگر قابل جمع بود؟

اصطلاح 
ناسازه يا پارادکس به معناي تناقض منطقي نيست؛ بکله تناقض­نماست و مي­تواند با يک 
تحليل، رفع توهم شود. در خصوص سؤال فوق نيز ممکن است در بدو امر به نظر برسد که 
ثبات و صلابت حکومت با آزادي مخالفان قابل جمع نيست، اما با تحليل اين مسئله به 
نتيجه عکس خواهيم رسيد؛ يعني دقيقاً آزادي مخالفان است که به پايداري يک حکومت کمک 
مي­کند. 

امام 
علي (ع) در موارد مختلفي به مخالفان سياسي خود حق ابراز مخالفت داد. مخالفان ايشان 
را مي­توان در سه گروه ناکثين (جنگ جمل)، قاسطين (جنگ صفين) و مارقين (جنگ نهروان) 
دسته بندي کرد. طلحه و زبير و عايشه در جنگ جمل شکست خوردند؛ و اسراي اين جنگ مورد 
عفو امام (ع) قرار گرفتند. اما متحجرترين افراد در گروه اخير گرد آمده بودند؛ و در 
مقابل حضرت، علاوه بر جنگ رواني و سياسي، سوداي جنگ مسلحانه در سر مي­پروراندند. 
اما موضع امام (ع) در اين خصوص چه بود؟ فرمودند تا خوارج دست به اسلحه نبرده­اند، 
آزاد خواهند بود. معناي اين موضع حکومتي اين بود که در حکومت اسلامي امام معصوم، 
کساني بودند که علناً با ايشان مخالفت مي­کردند و حتي براي قيام مسلحانه آماده مي­شدند، 
اما مادام که مبارزه مسلحانه نکرده­اند، از آزادي کامل برخوردار هستند. روزي يکي 
از خوارج در مسجد، هنگامي که امام به سؤالي پاسخ گفتند، فرياد برآورد: «قاتله الله 
ما افقهه‏» (خدا او را بکشد، چقدر دانشمند است!). اصحاب خواستند به وي متعرض 
شوند،اما حضرت امير گفتند او تنها به من ناسزا گفت.[1] خارجي ديگري به نام ابن الكواء 
آيه‏اى را به عنوان كنايه به على (ع) چند بار بلند خواند: «و لقد اوحى اليك و الى الذين 
من قبلك لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكونن من الخاسرين».[2] امام هر بار که او اين آيه را 
مي­خواند، ساکت مي­شدند و سپس نماز را ادامه مي­دادند. خوارج چون امام را کافر مي­دانستند، 
جدا از ايشان نماز مي­خواندند. امام، اما، با صبر و سعه صدر مي‏فرمود: «شما نزد ما 
سه  حق داريد 1ـ مانع نماز خواندن شما در مسجد 
نمي‏شويم 2ـ حقوقتان را از في‏ء (بيت‏المال) قطع نمي‏كنيم مادامي كه دستتان در دست 
ماست (و به توطئه عملي عليه حكومت نزده­ايد) 3ـ تا شما جنگ را آغاز نكرديد، ما نبرد 
نمي‏كنيم.[3] نهج البلاغه نيز مشحون از 
آموزه­هاي آزاديخواهانه امام است: «پس مرا با خيرخواهي خالصانه و سالم از هرگونه شك 
و ترديد ياري كنيد»؛[4]«پس 
مرا با نصيحت ياري کنيد».[5]

اين 
گونه آزادي­هاي سياسي در حکومتي که بر اساس «سياست قدرت»[6] اداره مي­شود، شايد، چندان به 
صلاح نباشد و سبب از دست دادن قدرت، و نهايتاً نظام سياسي، شود. در اين ديدگاه 
قدرت- محور، مصلحت نظام چيزي نيست جز مصالح شخصي و حفظ قدرت سياسي به هر قيمت. اما 
حکومت حضرت علي (ع) که حکومتي ارزش- محور بود، نمي­خواست نظام سياسي را به هر 
قيمتي نگاه دارد. پس، مصلحت نظام به معناي صحيح، همان گونه که امام خميني (ره) 
اشاره دارند، جز مصلحت اسلام و نظام ارزش مدار نيست.

حکومتي 
که همچون حکومت به ظاهر ناپايدار امام علي (ع) بخواهد بر ارزشها پاي فشرد، يکي از 
دو سرنوشت را خواهد داشت: يا با حاکميت آزادي و عدالت امکان پا گرفتن حکومتي بر 
اساس ارزشهاي ديني و اخلاقي فراهم مي­شود؛ و يا آن قدر موانع زياد است که ادامه 
حاکميت جز با ناديده گرفتن حقوق انسانها ميسر نخواهد بود. در صورت نخست، همان گونه 
که در کشورهاي مردم­سالار شاهد هستيم، نه تنها آزادي­هاي سياسي به تضعيف مشروعيت و 
حاکميت منجر نخواهد شد، بلکه برعکس، ضامن بقاي نظام خواهد بود. در صورت دوم است که 
امام (ع) نشان دادند که بايد از قدرت چشم­پوشي کرد؛ و حقوق انسانها را نبايد به 
پاي مصالح قدرت سياسي ذبح نمود. از ديدگاه امام علي (ع)، نظام سياسي براي 
برپاداشتن ارزشها تشکيل شده، و اگر بناست حتي به قيمت ناديده گرفتن آزاديها ادامه 
حيات دهد، نقض غرض خواهد شد.


[1] . روزي به حضرت امام خميني عرض 

کردند فلاني مشکل دارد و شما را قبول ندارد. فرمودند قبول نداشته باشد؛ من که اصول 
دين نيستم!

[2] . زمر: 65.

[3] . لكم عندنا ثلاث خصال: لا نمنعكم مساجد الله ان تصلّوا فيها و لانمنعكم 

الفي‏ء ما كانت ايديكم مع ايدينا و لانبدؤكم بحرب حتي تبدؤنا .

[4] . فاعينوني بمناصحة خليّةٍ من الغشّ سليمة من الريب ( خطبه 118).

[5] . «فعليكم بالتناصح في ذلك و حسن التعاون عليه».


[6]. 

Power politics

آدرس اینترنتی