اسلام هراسی و ایران هراسی
42 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : اطلاعات حکمت و معرفت،
تاریخ نشر : Jan 21 2012 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0
1. اسلام هراسي يا Islamophobia در ادبيات سياسي چه معنايي دارد؟ و آيااسلام هراسي را برگردان درستي مي دانيد؟
اصطلاح اسلام هراسي از دهه 1980 به کار رفته، اما بعد ازقضيه انفجار برجهاي دوقلوي سازمان تجارت جهاني در 11 سپتامبر 2001 کاربرد وسيع­تري پيدا کرد. اين واژه در دل خود نوعي پيشداوري منفي و نوعي بدبيني نسبت به اسلام را

در بر دارد. در واژه­نامه­هاي انگليسي، اسلام هراسي را ترس غيرعقلاني نسبت به
اسلام و مسلمين تعريف کرده­اند. به نظر مي­رسد «اسلام هراسي» معادل خوبي براي Islamophobia باشد.


  1. تحولات مهم بين المللي  مثل حوادث يازده سپتامبر، فرصت هاي مهمي براي غرب در تقويت گفتمان اسلام هراسي ايجاد کرد. غرب چگونه از اين مسئله و بحرانهاي ديگر براي مشروع جلوه دادن سياستهايش که معمولاً به تقويت اسلام هراسي کمک مي کرده استفاده کرد؟

مفاهيم جديد در خلاء شکل نمي­گيرند و به بيان ديگر، علي القاعده زمينه يا زمينه­هايي براي شکل­ گيري آنها وجود دارد. به بيان ديگر، روش متن­گرايانه و تحليلي کمتر در اين مورد جواب مي­دهد. برعکس، روش زمينه­گرايانه مي­تواند شيوه و روند تکون و شکل گيري مفاهيم را نشان دهد. به شکل يک قاعده کلي بايد گفت متن بايد در زمينه تفسير شود.

همان گونه که مي­دانيم پس از فروپاشي شوروي که غرب به «غير» جديدي نياز پيدا کرد،
خطر اسلام و مسلمانان را دوچندان جلوه داد. اگر فرض ما بر اين باشد که واقعه 11 سپتامبر کار شبکه القاعده بوده است، باز اين مسئله منتفي نيست که اين غرب بود که
از چنين واقعه­اي بهره­برداري لازم را نمود. به بيان ديگر، اين واقعه در راستاي پروژه اسلام هراسي به خوبي به غرب مدد رساند و چهره­اي ناموجه از اسلام (القاعده­اي) به نمايش گذاشت.  

3. بسياري از اوقات از ايران هراسي بسيار بيشتر اسلام هراسي استفاده مي شود، دليل اين مساله در گفتمان تشيع نهفته است و يا اين که ناشي از مسائل سياسي است؟با يک جستجوي رايانه­اي مي­توان دريافت که کاربرد «اسلام هراسي» بسيار بيشتر از «ايران هراسي» است. انقلاب اسلامي ايران طرحي نو در روابط بين­ الملل درانداخت؛ چرا که گفتمان اسلام سياسي را مسلط (هژمونيک) کرد. اسلام سياسي طبق تعريف عبارت از گفتماني است که به ضرورت تشکيل حکومت بر اساس شريعت باوردارد. غرب، امريکاي شمالي و اروپا، ابتدا اميد داشتند انقلاب و اسلام سياسي شيعي را مهار کنند؛ اما پس از چندي دريافتند که گفتماني نو حاکم شده و اميدي به کنار

آمدن با آن وجود ندارد. اين بار اسلام سياسي در قالب تشيع سياسي اقدام به تشکيل حکومت کرده بود و ويژگي ضدتجدد و ضداستعماري داشت. در درون تشيع، گفتمانهاي ديگري
نيز وجود دارند که در گروه اسلام غيرسياسي قرار مي­گيرند: مثل اسلام سنتي، اسلام سنت­گرا و اسلام تجددگرا.

4. به لحاظ تاريخي برخي‌هاسابقه اسلام هراسي را به تقابل و رويارويي غرب و شرق  و نيز اسلام و مسيحيت بر مي‌گردانند، طرفدارن

چنين نگرش هايي چه استدلال هايي دارند؟ و چه شواهدي براي تأييد اين ديدگاه وجود
دارد؟

توجه به اين نکته حائز اهميت است که اسلام هراسي اصطلاحي مدرن تلقي مي­شود. اسلام هراسي اصطلاح جديدي است که کاربرد آن نهايتاً به سه دهه قبل برمي­گردد. به بيان ديگر، در اين سه دهه در جهان اسلام و روابط بين­الملل اتفاقات مهمي رخ داده که هراس از اسلام را، به زعم برخي غربيان، توجيه مي­کند. با اين حال، ريشه­هاي تاريخي آن را مي­توان در طول تاريخ جستجو نمود. به طور مثال، تقابل شرق و غرب و اسلام و مسيحيت قبل از اين هم سابقه داشته است. جنگهاي صليبي از قرن يازده تا قرن سيزده ميلادي بين مسلمانان و مسيحيان

رخ داد و آثار منفي زيادي براي پيروان اين دو دين ابراهيمي داشت. اما اسلام هراسي به مفهوم جديد بحث ديگري است. 

5. فروپاشي شوروي نوعي بحران هويت براي غرب پيش آورد چرا که هويت‌ها اساساً براساس تعريف غيرگفتماني شکل

مي‌گيرند. چقدر مي‌توان اسلام هراسي را راهکاري براي برون رفت غرب از بحران هويت
تلقي کرد؟ از منظر استراتژيک، اسلام هراسي چه کارکردهايي براي غرب دارد؟

بر اساس تحليل گفتماني، هويت هر گفتمان وابسته به گفتمان

ديگر است؛ و به بيان ديگر هر گفتمان هويت خود را در غيريت­سازي با گفتمان ديگر
جستجو مي­کند. امريکا بعد از جنگ جهاني دوم، به دليل دور بودن از صحنه جنگ و
بمبارانهاي دول محور، بر خلاف اروپا سالم ماند و نيمي از مبادلات اقتصادي جهان را
به خود اختصاص داد. گفتماني که بدين شکل مسلط شد، نياز به غيريت سازي داشت. اين
امر با ظهور ايدئولوژي مارکسيسم در اتحاد جماهير شوروي ميسر شد. حضور امريکا در
جهان پس از جنگ جهاني دوم، بالاخص در خاورميانه و ايران، به دليل مقابله با خطر
سرخ توجيه مي­شد. پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 امريکا نياز به «غير» داشت؛ و
هيچ گزينه­اي بهتر از اسلام سياسي در دو شکل سني (بنيادگرايي طالبانيسم و شبکه
القاعده) و شيعه­اش وجود نداشت. غرب بدون حضور «غير» نه تنها نمي­توانست حضور خود
در جهان را تفسير کند، بلکه اساساً ماهيت امريکا وابسته به اثبات حضور «ديگري»
بود.

6. چه نسبتي ميان شرق شناسي

و استعمار وجود دارد؟ آيا دانش شرق شناسي الزاماً در خدمت استعمار است؟ چه نسبتي بين فعاليت نخبگان فکري و نخبگان سياسي غرب در بازتوليد
و تقويت انگاره هاي گفتمان اسلام هراسي مي توان ديد؟

شرق شناسي دانشي است که در غرب براي شناخت شرق بر اساس

روابط قدرت/ دانش شکل گرفته است. معناي مثبت يا حداقل غيرمنفي شرق شناسي مطالعه و تدريس
در باره جنبه­هاي مختلف شرق مانند زبان، تاريخ، فرهنگ و سياست است. برخي از
انديشمندان شرق شناس چنين رويکرد پژوهشگرانه­اي دارند. شرق شناسي با سويه­هاي سياسي
عمدتاً شيوه­اي غربي به منظور تسلط بر شرق و با ديدگاه غيريت­نگرانه به آن است. ادوارد
سعيد با روش فوکويي به خوبي نشان داده که غرب خود را محور تحليل تلقي کرده، و شرق را
به عنوان «غير» مورد مطالعه قرار داده است. البته، با نگرش گفتماني بايد ديد همان
محقق و پژوهشگر به ظاهر بيطرف نيز در کدام گفتمان مي­نويسد و چه جايگاهي در آن
گفتمان دارد.

7. چه نسبتي ميان شرق شناسي

و اسلام هراسي مي دانيد؟

بين اين دو مفهوم ارتباطي وجود دارد؛ اما در اصل اسلام

هراسي قصه ديگري است. دانش شرق شناسي الزاماً به اسلام هراسي ختم نمي­شود. اسلام
هراسي اساساً مبحث سياسي با کارکردي مشخص براي توجيه سياستهاي عملي غرب است.

8. رسانه ها چه نقشي در

گسترش انگاره هاي اسلام هراسانه دارند؟

   امروزه، رسانه­ها افکار عمومي را شکل مي­دهند؛ و در اين راستا از قدرت

جادويي برخوردار هستند. در دهه 1980 و سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ضديت با
ايران و اسلام در غرب برجسته نبود؛ اما خصوصاً پس از رخداد يازده سپتامبر افکار
عمومي مردم نيز تا حد زيادي با اسلام و ايران مشکل پيدا کرد. اين امر به واسطه نقش
رسانه­ها تحقق يافت. مديريت رسانه­ها نيز تحت سيطره دولتها و تا حد زيادي با
گرايشهاي صهيونيستي است.

9. آيا تداوم سياستهاي

اسلام هراسانه به نفع غرب است؟

همان گونه که علت موجده اسلام هراسي سياستهاي سلطه­گرايانه

غرب بوده، علت مبقيه آن نيز مي­تواند همين مسئله باشد. به بياني ديگر، همان انگيزه­
و زمينه­هايي که باعث شد غرب با اسلام و مسلمانان زاويه پيدا کند و سياستهاي استعماري
خود را توجيه نمايد، هنوز باقي است، جز آن که شرايط بازي عوض شود و غرب نياز به
«غير» ديگري پيدا کند. در آن شرايط، بايد ديد بازي جديد چيست و چه قواعدي بر آن
حاکم است. اما تا اين بازي با اين قواعد حاکم است، غرب به اسلام هراسي نياز مبرم
دارد؛ و ما برعکس، بايد از اذهان مردم جهان توهم­زدايي کنيم. 

10. از منظر سياست گذاري چه

اقداماتي بايد انجام داد تا اين فرصتها از غرب گرفته شود؟ دنياي اسلام چگونه مي­تواند
يک پادگفتمان مناسب براي اسلام هراسي مفصل­بندي و عرضه کند؟ چه اقدامات و چه ابزارهايي
در اين زمينه لازم دارد؟

دقيقاً به همان دليل که غرب نياز داشت «غير»ي به نام

بنيادگرايي اسلامي داشته باشد، ما بايد سعي مي­کرديم چهره­اي صلح­ طلب از اسلام به نمايش بگذاريم. اين مسئله مي­تواند در ابعاد سياسي، اجتماعي و فرهنگي وجود داشته
باشد. همان گونه که امام صادق (ع) فرمودند، «اگر مردم محاسن کلام ما را دريابند از
ما تبعيت خواهند کرد».[2] نه تنها مسلمانان خشن­ترين
مردم جهان نيستند، بلکه بايد نشان دهيم که اسلام ضرورتاً با عمل مسلمانان مساوي
نيست. به تعبير شاعر،

اسلام به ذات خود ندارد عيبي   هر عيب که هست از مسلماني ماست
وجه استعماري غرب هم با اسلام مشکل دارد، هم با مسلمانان.

شگرد ديگر آنها اين است که حکمي کلي براي همه مسلمانان مي­دهند. پس اگر توانستند
القاعده و طالبان را بازي دهند و آنها را در تله اسلام هراسي بياندازند، حکم همه
اهل تسنن و حتي شيعه را يک کاسه مي­کنند و به غلط چهره خشني از کل اسلام و مسلمانان به نمايش مي­گذارند. 

توده مردم در اروپا و امريکا با حق و حقيقت عنادي ندارند؛ و

اگر چهره واقعي اسلام براي آنها تبليغ شود، پايه­هاي خانه عنکبوتي اسلام هراسي
ويران خواهد شد. تعامل با جهان، بالاخص در قالب تعاملات علمي و پژوهشي، مي­تواند
به اين امر کمک کند. برعکس، قطع روابط و کشيدن ديوار به دور خود بر توهمات خواهد
افزود. ما بايد به هوش باشيم که در آب به آسياب اسلام هراسي نريزيم. چهره استعماري
غرب پروژه اسلام هراسي را ايجاد کرده و آن را با ابزارهاي متفاوت تقويت مي­کند.
برعکس ما بايد چهره واقعي و صلح­طلبانه اسلام و تشيع را نشان دهيم تا مشخص شود که
هراس از اسلام جايي ندارد و توهمي بيش نيست. بسياري از غربيها با مسافرت به ايران
و ديگر کشورهاي اسلامي تصوري جديد از اسلام و مسلمانان پيدا مي­کنند.

[1] . محقق حوزوي و دانشيار علوم سياسي در

دانشگاه مفيد (www.s-haghighat.ir).

[2] . لو علموا محاسن کلامنا لاتبعونا.
آدرس اینترنتی